کار

سلام بچه ها....

خوبید؟ خوش میگذره؟ انشاءالله که همۀ دوستان خوب و خوش باشند....

امروز بابام برام از آینده گفتش، یعنی گفتش می خواهی چی کار کنی!!!؟؟؟ یادتونه بچه که بودیم(البته الانم زیاد بزگ نشدیم!!!) داشتم میگفتم، کوچکتر که بودیم موضوع انشاءها این بود که در آینده می خواهید چه کاره شوید؟ توی دوران بچگی هر کاره ای که میخواستیم میتونستیم بشیم، یکی دکتر میشد و یکی مهندس، یکی عاشق درس دادن بود و یکی دیگه دوست داشت پلیس بشه(مثل خودم که دوست داشتم پلیس سر چهارراه بشم) بله دیگه، هرکی یه آرزویی داشت....

حالا که بزرگتر شدیم شاید فقط چندنفر به شغلی که دوست داشتن رسیدن، البته میدونید که اینجا پارتی بازی نداریما!!!!! بابام میگه باید از شغل پایین شروع کنی تا به بالا برسی. خب حرفش را قبول دارم ولی پس چرا بچه ها را میفرستن دانشگاه؟ این مملکت چرا این همه هزینه میذاره که بعدش طرف با لیسانس بره یه منشی بشه، مگه با دیپلم نمیشه؟ کاش اینجا ایران نبود، کاش اینجا مردمش یه کم انصاف داشتن، کاش اینجا موقع استخدام هیکلت را بر انداز نمیکردن، کاش اینجا کار فقط برای سابقه دارها نبود، کاش مدیران به ما جوانها اعتماد میکردن تا ماها هم بتونیم اون شغلی را که تو بچگی عاشقش بودیم را انتخاب کنیم.... نمیخوام شکایت کنم چون خسته ام ولی اگه یه وقت به جایی رسیدید یادتون باشه اولش چی بودید...

و نتیجه اینکه باید دنبال کار برم تا به قول بابا آینده ام را بتونم بسازم....  

/ 3 نظر / 4 بازدید
یار آشنا

حال من دست خودم نیست[ناراحت] دیگه آروم نمی گیرم[ناراحت] دلم از کسی گرفته که [ناراحت] می خوام براش بمیرم[قلب] باز سرنوشت و انتهای آشنایی [ناراحت] باز لحظه های غم انگیز جدایی[ناراحت] باز لحظه های ناگزیره دل بریدن[دلشکسته] بازم اول راه و حس تلخه نرسیدن[ناراحت]